بانک مقالات
ماهيت، ضرورت و اركان نقد در جمهورى اسلامى‏

دكتر عماد افروغ 1
در اين مقاله ضمن اشاره به ضرورت باز توليد مشروعيت يك نظام مستقر از طريق نقد فعال و مستمر و چند وجهى بودن آن در نظام جمهورى اسلامى ايران، به پيوند نقد و تبيين پرداخته شده است. در ادامه با تبيين رئاليستى از انقلاب و لايه‏هاى متعدد و تو در توى آن، معيارها و ملاك‏هايى براى نقد جمهورى اسلامى پيشنهاد شده است. سپس با اشاره به ضرورت‏هاى هفتگانه نقد به بحث در مورد اركان نقد پرداخته و در نهايت سه دوره نقد در جمهورى اسلامى (درون گفتمانى، سكوت و توجيه و برون گفتمانى) شناسايى شده است.
واژه‏هاى كليدى: نقد، تبيين رئاليستى، انقلاب اسلامى، تفكر صدرايى، جمهورى اسلامى و مصلحت.

 
تحليل مفهوم آزادى سياسى
منصور مير احمدى(*)
آزادى سياسى به عنوان يكى از مهم ترين اقسام آزادى, تا كنون موضوع پژوهش هاى گوناگون و مباحث مختلفى قرار گرفته است. تعاريف متعددى از اين واژه صورت گرفته, اقسام و مصاديق آن بيان گرديده است. با اين وجود, يكى از مباحث مهمى كه تا كنون مورد توجه چندانى قرار نگرفته, تحليل مفهوم آزادى سياسى است. بيشتر نوشته ها و آثارى كه به آزادى سياسى پرداخته اند, به ارأه تعريف و بيان اقسام و مصاديق آن بسنده كرده اند و كمتر به تحليل مفهوم آن روى آورده اند.
 
سازوكارهاى آزادى سياسى در انديشه آيه الله بهشتى

  شريف لك زايى(*)

درآمد
پيروزى انقلاب اسلامى در ايران نويد بخش نسيم آزادى بود. شعار استقلال, آزادى, جمهورى اسلامى, از جمله شعارهاى اصلى و اساسى مبارزات مردم به شمار مى رفت و تشكيل نظام جمهورى اسلامى ايران نيز تبلور خواست و حركت توده هاى محرومى بود كه سال ها سلطه استبداد و استعمار را چشيده بودند.
آيه الله بهشتى با درك آنچه كه مردم براى آن قيام كرده بودند, بزرگ ترين و چشم گيرترين مولفه انقلاب اسلامى ايران را دست يابى به آزادىهاى اجتماعى در جامعه مى داند:

 
نظريه انقلاب در انديشه امام خمينى(ره)

    عبدالوهاب فراتى 1

  اين مقاله مى كوشد با بازسازى نظريه انقلاب در انديشه سياسى امام خمينى(ره) به ((درون فهمى انقلاب اسلامى)) نزديك تر شود و تبيين رساترى از علل و عوامل پيدايش انقلاب اسلامى ارائه دهد. تفاوت اين منظر با ساير تئورىهاى انقلاب آن است كه معمولا در اين تئورىها انقلاب به عنوان كليتى يك دست با تمام اركان و عناصرش مورد مطالعه قرار مى گيرد, در حالى كه در اين منظر, انقلاب نه از نگاه يك شخص ثالث بلكه از منظر ((رهبر انقلاب)) كه در تمام مراحل وقوعش نقش فعال و تعيين كننده اى داشته است بازخوانى گردد.

واژه هاى كليدى: نظريه انقلاب, امام خمينى, شرايط عينى, شرايط ذهنى.

 
رسانه ها و تحول فرهنگ سياسى در خاورميانه

   دكتر داود فيرحى (دانشیار علوم سیاسی دانشگاه تهران)

 1 ـ مقدمه

جهانى تر شدن ارتباطات جمعى ( Mass - Communication) و توسعه فن آورى آن, تاثيرات مهمى در جهان سوم بر جاى گذاشته, و بويژه كشورهاى اسلامى خاورميانه را با مسأل بسيارى مواجه نموده است. اين تحولات كه در سطح ملى عقايد و ارزش ها را دگرگون كرده و در ابعاد بين المللى هم جدار بندى دولت ها را تضعيف نموده است, تضادهاى مهمى براى دنياى اسلام تدارك نموده است.
از چشم انداز مسائل خاورميانه ـ كه ديانت اسلام جايگاهى اساسى دارد ـ گسترش رسانه هاى جمعى, تاثير دوگانه اى گذاشته است. رسانه هاى جمعى, از يك طرف با گسترش خود, آرا و سليقه هاى مردمان را يكسان نموده و در نهايت اقتدار دولت ملى را تقويت نموده اند; و از طرف ديگر, با تنوعى كه در علائق مخاطبان خود ايجاد مى كنند, اجماع فرهنگى كشورهاى دنياى اسلام را گسسته و با فرهنگ هاى چند پاره و متعارض, مشروعيت سنتى را تضعيف كرده و به موازات ميزان سنتى بودن اين دولت ها, پايه هاى اقتدار داخلى آنها را سست مى گردانند.(1) بدين ترتيب, رسانه ها و ارتباطات جمعى, فرهنگ سياسى كشورهاى خاورميانه را به شدت نامتوازن نموده اند. در اين مقاله, نسبت جهانى تر شدن ارتباطات جمعى و دگرگونى هاى فرهنگى / سياسى در كشورهاى خاورميانه را بررسى مى كنيم. تاكيد اصلى ما با برتضعيف روز افزون نقش دولت ها در حيات فرهنگى و بالتبع, فرهنگ سياسى اين جوامع است.

 
ولایت فقیه در حکمت سیاسی

ولایت فقیه در حکمت سیاسی

دکتر علیرضا صدرا (استادیار علوم سیاسی دانشگاه تهران)

چکیده: «ولايت فقيه»، گفتمان، نظريه و نظامى سياسى است. اين نظريه و نظام سياسى در راستاى گفتمان سياسى «امامت» شيعى قراردارد و در گستره مكتب اسلام و سياست و رهبرى در نظريه و نظام سياسى اسلامى موضوعيت و مشروعيت مى يابد. ارتقاى كارآمدى سياسى و ملى، مهم‏ترين چالش نظريه و نظام سياسى ولايت فقيه در حال حاضر مى باشد و تبيين و تحقق توسعه مادى، اقتصادى و ابزارى مدرنيستى توامان با تعادل سياسى و اجتماعى و در جهت تعالى فرهنگى، معنوى و اخلاقى انسانى و الهى چشم انداز آن را تشكيل مى دهد. بازكاوى خاستگاه، جايگاه و نقش فلسفى سياسى ولايت فقيه، در بازيافت شالوده ها و شالوده شناسى‏آن، به‏ويژه در نظريه سياسى فارابى، خواجه نصيرالدين طوسى و ملاصدرا تا علامه نايينى و حضرت امام خمينى(ره)، راهگشا خواهد بود.
واژه‏هاى كليدى: ولايت، حاكميت سياسى، رهبرى سياسى، فقيه، فقه، دانش دينى، دين، سياست.

 
انسان شناسى سياسى

 در گفت و گو با آيه الله هاشمى رفسنجانى (2)
اشاره:
آنچه در ذيل مى آيد; دومين قسمت از سلسله گفت وگوهاى فصلنامه علوم سياسى با رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام در زمينه مباحث سياسى اسلام مى باشد, كه درتاريخ16 /5/80 انجام شده است.

جناب استاد, در جلسه گذشته, آخرين بحثى كه مطرح كرديم درباره انسان بود. در علوم سياسى ارتباط بين حكمت نظرى و حكمت عملى خيلى مهم است; در واقع يك رابطه توليدى بين اينها برقرار است. يكى از مباحث مورد نظر در مبانى, نوع نگاه هر مكتب و هر متفكر به انسان است. حال اين سوال مطرح مى شود كه انسان ها كه مى خواهند در يك جامعه دور هم جمع شوند, آيا ذاتا نسبت به هم بيگانه اند يا اين كه در درون اينها يك سرى تمايلات و گرايش هايى قرار داده شده تا نسبت به هم همگرايى داشته باشند.

 

 
جايگاه مردم در سياست
 

امام خمينى(ره) شوون پيامبر(ص) را در سه حوزه رسالت, سياست و قضاوت مورد بحث قرار داده است.((1)) به نظر حضرت امام هر يك از اين حوزه ها ويژگيهاى خاص خود را داراست. پيامبر(ص) در مسند رسالت, مبلغ وحى الهى بود و در ابلاغ وحى اجازه دخل و تصرف نداشت. در مسند قضاوت بر اساس مدارك و شواهد معتبر به قضاوت مى نشست و به عنوان حاكم اسلامى, با توجه به ويژگيها و لوازم سياست, بر جامعه مسلمين حكومت مى كرد. امام خمينى براى هر يك از اين شوون, اختصاصاتى را به عنوان نمونه ذكر كرده اند. مثلا در حوزه سياست به قاعده ((لاضرر و لاضرار فى الاسلام)) اشاره كرده اند كه حضرت ختمى مرتبت(ص) اين قاعده را با توجه به شإن سياسى خود در جامعه اسلامى بيان فرموده و به عنوان حاكم اسلامى دستور داده اند كه افراد جامعه نبايد به يكديگر ضرر و زيان برسانند و يا يكديگر را در تنگنا و مشقت قرار دهند.

 

 
تعامل اخلاق و سياست‏

 

 

 

 

دكترعليرضا صدرا(*)

حقيقت، ماهيت و واقعيت اخلاق و سياست و رابطه اين دو، به صورت چالشى - اگر چه ديرين - جديد، جدى و جهانى مطرح شده است. هرگونه سياست و روابط و رفتار سياسى عينى، برآيند اخلاق به عنوان نظام هنجارى است. در مقابل راهبرد اخلاق و سياست نامتعالى كه مدعى جدايى اخلاق و سياست است، راهبرد اخلاق و سياست انسانى، متعادل و متعالى كه بر همبستگى و پيوستگى اخلاق و سياست و تعامل مثبت و سازنده اين دو استوار مى باشد، قرار دارد. بر اين اساس، اخلاق و نظام هنجارى به سانِ شبكه اسكلت‏بندى سيرت. سرشت و درون سازه و حتى زيرساخت سِيَر و ساختار سياست، جامعه و نظام سياسى كشور را تشكيل مى‏دهد و سياست و نظام سياسى، صورت و ساختار راهبردى اخلاق، نظام هنجارى و نيز جامعه و كشور به شمار مى آيد، بنابراين اين دو داراى روابط وثيق تعامل، تداول و حتى رابطه علّى بوده كه برآمدِ توأمانى آنها، به صورت ارتقاى كمّى و كيفى و تحول جوهرى كارآيى نيروها و كارآمدى نهادين نظام سياسى ظهور و بروز مى‏كند.
واژه‏هاى كليدى: اخلاق، نظام هنجارها، اخلاق متعالى و سياست متعالى.

 
چالش انديشه دينى وسكولار در عصر رضاشاه

 

 

محمدجواد نوروزى
مقدّمه

تبيين رخدادها و حوادثى كه طى سال‏هاى 1300ـ1320 به وقوع پيوست، از نقاط عطف در تاريخ معاصر به شمار مى‏رود. ناكامى در نهضت مشروطيت و سپس حاكميت دوره‏اى از هرج و مرج زمينه را براى ظهور كودتا، كه توسط رضا خان رخ داد، مهيا ساخت. اسناد منتشر شده گوياى دخالت انگليسى‏ها در شكل‏گيرى كودتا بود. دولت كودتا به رغم ايجاد امنيت ظاهرى، اما به لحاظ فرهنگى معضلات شايانى براى جامعه ايرانى به همراه داشت. به نظر مى‏رسد رضاخان با پيوندهايى كه با جريان غربزده نظير افرادى چون تقى‏زاده، فروغى، داور و تيمور تاش برقرار كرده بود؛ در پى اعمال سكولاريسم از بالا به پايين و با استفاده از زور و اختناق بود. در مقابل، به علت نفوذ انديشه شيعى در ميان ايرانيان، واكنش‏هاى گوناگونى در خلال حاكميت رضاخان ظهور يافت كه مردم را به مقاومت در مقابل حاكميت سكولاريسم فرامى‏خواند.

 

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 13